تحقیق روش شناسی اندیشه سیاسی:رهیافت زمینه_ متنگرای اسکینر  شامل 40 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  روش شناسی اندیشه سیاسی:رهیافت زمینه_ متنگرای اسکینر  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

 مقدمه

کوئنتین اسکینر استاد علوم سیاسی دانشگاه کمبریج و از پژوهشگران برجسته معاصر است که حاصل پژوهش های وی در حوزه های مختلف علوم انسانی، به ویژه در متدلوژی تاریخ و علوم سیاسی، مورد توجه دانشمندان و صاحبنظران این رشته ها قرار گرفته است؛ گستره و عمق پژوهش های اسکینر در زمینه متدلوژی را می توان با مراجعه به کتابشناسی مندرج در کتاب معنا و زمینه، کوئنتین اسکینر و منتقدانش به وضوح ملاحظه نمود(Tully 1988:). جیمز تولی در این کتاب مهمترین مقالات اسکینر در باب متدلوژی و برخی از نقد های اساسی وارد شده به آنها و در نهایت پاسخ های اسکینر به این نقد ها را که منجر به اصلاح دیدگاه های اولیه او و ترسیم دیدگاه کنونی اش گردید، جمع آوری کرده است.

هدف اصلی متدلوژی اسکینر پرداختن به این مسأله اساسی است که در تلاش برای فهم یک اثر چه رویه های مناسبی باید اتخاذ نمود؟ این مسأله بنا به تصریح خود اسکینر ضرورتاً زمانی مطرح می شود که مورخ یا پژوهشگر با اثری مواجه می شود که می خواهد آنرا بفهمد، خواه این اثر ادبی باشد و  خواه فلسفی، اخلاقی، دینی، سیاسی. به عبارتی، مسأله اسکینر مسأله اصلی و آغازین هر پژوهشگر علوم انسانی است. لذا پرداختن به این مسأله و بررسی توضیحات اسکینر پیرامون آن، که به تکوین متدولوژی وی انجامیده است، می تواند روش تحقیق مناسبی برای انجام پژوهش های مربوط به علوم انسانی فراهم آورد.

اسکینر در حوزه اندیشه سیاسی آثار متعددی را به رشته تحریر در آورده است که در اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره می شود. کتاب دو جلدی بنیاد های اندیشه سیاسی مدرن، یکی از مهمترین آثار اسکینر است که در آن اندیشه سیاسی دوران رنسانس و اصلاح دینی مورد بررسی قرار گرفته است(Skinner 1978). وی در این اثر اندیشه های سیاسی دوران مذکور را در زمینه تاریخی همان دوران مورد بحث قرار داده است. نمونه دیگر از آثار اسکینر کتاب معروف وی  با عنوان ماکیاولی است که در آن اندیشه سیاسی نیکولو ماکیاولی در چارچوب مجادلات فکری روزگار وی مورد بررسی قرار گرفته است(اسکینر ۱۳۷۲).  اثر دیگر وی کتاب آزادی قبل از لیبرالیسم(Skinner 1998) است که طی آن به بررسی مفهوم آزادی و سیر تحول آن از دوران جنگ های داخلی انگلستان در قرن هفدهم تا عصر مدرن و دوران لیبرالیسم می پردازد. از منظر متدولوژیک، نکته اصلی و مشترک آثار اسکینر، بررسی اندیشه سیاسی (اعم از بررسی اندیشه سیاسییک متفکر همانند ماکیاولی و یا بررسییک مفهوم سیاسییا فلسفی همانند آزادی)  در چارچوب و زمینه تاریخی شکل گیری آن بوده است.

مروری اجمالی بر آثار اسکینر، خصوصاً  مقالات وی در کتاب جیمز تولی، آشکار می کند که وی در چارچوب دانش هرمنوتیک به طور عام و چارچوب هرمنوتیک روشی به طور خاص نظریه پردازی کرده است و در همین چارچوب نیز متدولو‍ژی خاص خود را به منظور شناختایده ها و اندیشه های سیاسی پی ریزی نموده است. از این رو، آشنایی با مبحث هرمنوتیک در حکم پیش شرطی برای شناخت متدولو‍ژی اسکینر است. با وجود این، آنچه که آشنایی (ولو اجمالی) با این مباحث را در اینجا ضروری می سازد، دو نکته است: یک شناخت متدولو‍ژی اسکینر و دوم بکارگیری آن که مستلزم آشنایی با دانش هرمنوتیک بخصوص با هرمنوتیک روشی است؛ بگونه ای که بدون این آشنایی، شناخت آن متدلوژی نیز شناختی ناقص و نارسا خواهد بود.

۱٫ هرمنوتیک و هرمنوتیک روش شناختی

مفهوم هرمنوتیک از لحاظ لغوی همانند بسیاری از مفاهیم فلسفی و سیاسی ریشه در دوران یونان باستان دارد و از فعل یونانی «هرمینویین» به معنای «تأویل کردن» و اسم «هرمینیا» به معنای «تأویل» گرفته شده است(پالمر ۱۳۷۷: ۲۰). ظاهراً ریشه این کلمات، «هرمس» یکی از خدایان اساطیرییونانی است که هم آفریننده زبان (وخط) بود  هم به یاری آفریده خود،پیام خدایان را از آسمان به زمین منتقل می نمود. همچنین هرمس پیام آور خدایان براییکدیگر نیز بود. هرمینویین متضمن سه وجه اصلی معنایی،یعنی گفتن (بیان کردن)، توضیح دادن و ترجمه کردن است. عمل انتقال و به فهم رساندن پیام در همه این وجوه نهفته است. همین عمل مبنای کار هرمس خدای پیام آور تیزپا بوده و هر سه معنای مذکور را می توان نوعی تفسیریا تأویل خواند؛ زیرا رسالت تفسیر و تأویل چیزی جز تبدیل امری بیگانه، بعید و مبهم از حیث معنا به امری آشنا، قریب و قابل فهم نیست و تحقق این رسالت مستلزم وجود زبان برای فهم معنا و انتقال آن به دیگری است. این رسالتی دائمی و همیشگی است زیرا همواره حداقل دو جهان متن و جهان خواننده وجود دارد و در نتیجه نیاز به واسطه ای همانند هرمس برای انتقال معنا از جهانی به جهان دیگر نیز نیازی همیشگی است.

بر این اساس، معنا و زبان (اعم از زبان شفاهییا مکتوب) جایگاهی محوری و تعیین کننده در مباحث هرمنوتیکی داشته و اساساً “علم هرمنوتیک در نخستین مراحل تاریخی اش همواره متضمن ترجمه از زبانی به زیان دیگر بود، چه به صورت علم هرمنوتیک لغوی عصر کهن و چه به صورت علم هرمنوتیک مربوط به کتاب مقدس”( همان: ۴۰). محوریت و تعیین کنندگی جایگاه زبان و معنا در دانش هرمنوتیک منحصر به «نخستین مراحل تاریخی» این دانش نبوده بلکه در مراحل بعدی توسعه این دانش و در همه ابعاد و گرایش های آن نیز تداوم یافته و در برخی موارد (به طور مشخص در هرمنوتیک فلسغی) به مراتب بر اهمیت آن افزوده شده است.

به طور کلی، دانش هرمنوتیک را اصطلاحاً می توان دانشی تعریف کرد که مخاطب آن انسان بوده و در پی برقراری ارتباط با حیات انسانی و روابط فیمابین انسانهاست و واژگان کلیدی آن «زبان»، «معنا»، «مفاهمه»، «تفسیر»، «فهم» می باشند. این تعریف کلی علم هرمنوتیک است و تعریف دقیق تر آن مستلزم تفکیک انواع هرمنوتیک از همدیگر است که در اینجا ضمن انجام کار سعی خواهد شد تا جایگاه هرمنوتیک روشی در مجموعه علم هرمنوتیک روشن تر شود.

تاکنون چندین تقسیم بندی از دانش هرمنوتیک صورت گرفته که بر مبنای هرکدام از آنها اقسام هرمنوتیک از هم تفکیک شده اند. در این مختصر، به سه نوع تقسیم بندی از این دانش و اقسام هرمنوتیک نشأت گرفته از هر نوع به صورت کوتاه اشاره می شود و از این میان تنها هرمنوتیک روشی که سنخیت و تلازم با موضوع بحث ما یعنی متدولوژی اسکینر دارد، مورد بحث قرار می گیرد. اگرچه هر سه نوع تقسیم بندی مطرح شده در اینجا صبغه تاریخی داشته و سیر تحول دانش هرمنوتیک را در گذر زمان مبنای کار خود قرار داده اند،  ولی با وجود این بجز تقسیم بندی اول دو مورد دیگر جنبه محتوایی نیز داشته و ناظر به ماهیت  کارکرد این دانش نیز می باشند. همچنانکه خواهیم دید، هرمنوتیک روشی (یعنی هرمنوتیک مورد توجه اسکینر) متعلق به تقسیم بندی آخر بوده که ماهیت و کارکرد روشی آن در اینجا مورد تأکید  ماست.

از لحاظ تاریخی، مهمترین تقسیم بندی، تقسیم هرمنوتیک به سه نوع کلاسیک ، مدرن و معاصر است. هرمنوتیک کلاسیک  مشتمل بر دوره زمانی طولانی و در واقع در برگیرنده بخش اعظم تاریخ بشری بوده که در دوران کلاسیکیونان و روم شکل گرفته و تا قرن نوزدهم میلادی و به طور مشخص تر تا زمان فریدریش شلایرماخر (۱۷۶۷-۱۸۳۴) استمرار داشته است. این نوع هرمنوتیک را می توان هرمنوتیک سنتی نیز خواند که در مقابل آن هرمنوتیک مدرن قرار می گیرد. شلایر ماخر در حد فاصل میان هرمنوتیک کلاسیک یا سنتی و هرمنوتیک مدرن جای گرفته و او را به دلیل تلاش برای ایجاد علم هرمنوتیک عام «پدر علم هرمنوتیک» لقب داده اند( فروند ۱۳۷۲: ۱۰۸). منظور از هرمنوتیک معاصر نیز هرمنوتیک قرن بیستم است که با دیلتای که در مرز قرن بیستم قرار دارد شروع شده و توسط هایدگر و گادامر بسط یافته است.

دومین تقسیم بندی متعلق به ریچارد پالمر است که ضمن تعریف علم هرمنوتیک به مثابه  علم تأویلیا اصول تفسیر، شش گونه هرمنوتیک را از هم تفکیک نموده است و به ترتیب تاریخ پیدایش به شکل زیر طبقه بندی کرده است: نظریه تفسیر کتاب مقدس، روش شناسی عام لغوی، علم هرگونه فهم زبانی، مبنای روش شناختی علوم انسانی، هستی شناسی و پدیدار شناسی فهم, نظام های تأویل اسطوره زدایی و راززدایی(پالمر ۱۳۷۷: ۴۱-۵۴).

اگر چه مبنای این تقسیم بندی نیز تاریخی بوده است ولی چیزی بیش از جنبه تاریخی در آن نهفته می باشد؛ هریک از این گونه ها، رویکرد مهمی را به مسائل تأویل و تفسیر مطرح نموده و بر جنبه خاصی از آن تأکید ورزیده است. این جنبه خاص در عناوین هر کدام از آنها نیز مشهود بوده و بیانگر ماهیت و کارکردشان است.لازم به ذکر است که پاره ای از این گونه ها خود قابل تقسیم به گونه های متعدد دیگری هستند که در اینجا به لحاظ رعایت اختصار و از باب مثال تنها به ذکر عناوینیک گونه بسنده می شود: نظریه تفسیر کتاب مقدس خود به هفت گونه ما قبل مسیحی، ابتدایی، آبایی، قرون وسطایی، دین پیرایی، مدرن و معاصر تقسیم شده است(همان: ۴۴).


جهت دانلود متن کامل تحقیق روش شناسی اندیشه سیاسی:رهیافت زمینه_ متنگرای اسکینر کلیک نمایید