تحقیق بررسی دیدگاه علامه طباطبایی و آیت الله معرفت، پیرامون اعتبار حدیث و آراو نظرات تفسیری صحابه و تابعان  شامل  139 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد بررسی دیدگاه علامه طباطبایی و آیت الله معرفت، پیرامون اعتبار حدیث و آراو نظرات تفسیری صحابه و تابعان می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

فصل اول:  مفاهیم و تعاریف

۱-۱٫ صحابه

این کلمه، از نظر لغوی، از ریشه «صَحِبَ یَصحَبُ» و مصدر آن «صَحابه» یا «صُحبه» است. لغویان گفته اند کلمه «صَحابه» بر وزن «فَعاله» می باشد و با این که وزن فاعل، بر این وزن، جمع بسته نمی شود، ولی در این ماده، استثناءاً به عنوان جمع مکسر کلمه «صاحِب» و نیز مصدر آن، به کار رفته است.[۱]

برخی دیگر نیز، اصل را در این کلمه، مصدر گرفته اند، و کلمه «أصحاب» را نیز، به عنوان جمع دیگر کلمه صاحب، ذکر نموده اند.[۲] از کلمات دیگری که به عنوان جمع این کلمه به کار رفته است می توان «صَحب» و «صُحبان» را نام برد.[۳]

ابن فارس در معنای این ماده می گوید: «ریشه این کلمه دلالت بر مقارنه و نزدیکی به چیزی می کند».[۴]

برخی دیگر معنای «مصاحبه» را معاشرت کردن و ملازم بودن دانسته اند.[۵]

راغب در معنای «صاحِب» می گوید:

«صاحب، به معنای ملازم است. چه انسان باشد و چه حیوان، چه مکان باشد و چه زمان. و فرقی نمی کند که مصاحبت با جسم باشد – که آن اصل و کاربرد بیشتر است- و یا با عنایت و توجه کردن [نسبت به امری]».[۶]

برخی نیز، آن را «معاشر» یا «ملازم» معنا نموده اند.[۷]

لازم به یاد آوری است که این کلمه، غالباً به عنوان جمع برای «صَحابی» به کار می رود.  اما، در اصل، جمع همان کلمه «صاحِب» بوده و صحابی هم معنای آن می باشد.[۸]

کلمه «صَحابی» در اصطلاح معانی متعددی دارد و اختلاف آن علاوه بر تفاوت نظر دانشمندان به نوع نگرش آنان به صحابه، ناشی از تخصصشان در علومی همچون حدیث و اصول می شود؛ به عبارت دیگر، محدثان و اصولیان تعاریف متفاوتی به اقتضای علم خود از صحابی ارائه داده اند :

ابن حجر، صحابی را این گونه تعریف می کند: «کسی که پیامبرصلی الله علیه و آله را در حال ایمان، ملاقات کند و مسلمان بمیرد».[۹]

نووی به دو تعریف اصولیان و محدثان اشاره کرده و می گوید:

«در معنای صحابی، اختلاف وجود دارد. [تعریف]معروف نزد محدثان این است که هر مسلمانی است که رسول خداصلی الله علیه و آله را دیده باشد، و اصحاب اصول یا برخی از آنها، بر آن هستند که او کسی است که محققانه در محضر پیامبرصلی الله علیه و آله حضوری طولانی داشته و همنشین آن حضرت بوده است».[۱۰]

طریحی صحابی را از منظر علم حدیث تعریف کرده و می گوید:

«و«صَحابی» بر اساس نظر برگزیده جمهور اهل حدیث، هر مسلمانی است که پیامبرصلی الله علیه و آله را دیده باشد، و گفته شده: از او روایت نموده و نیز گفته شده: یا پیامبر صلی الله علیه و آله او را دیده باشد…».[۱۱]

صبحی صالح، در تعریف صحابی می گوید: اصطلاح «صَحابی» بر کسی اطلاق می شود که پیامبرصلی الله علیه و آله را در حال ایمان، ملاقات کرده و مسلمان از دنیا رفته باشد.[۱۲]

مامقانی در تعریف «صَحابی»، به اختلافی که در این مسئله وجود دارد اشاره کرده و هشت تعریف از صحابی ارائه می دهد. ایشان شش تعریف را شاذ و مردود شمرده و تعریف هفتم را منسوب به محدثان نموده و آن را این گونه بیان می کند: «او هر مسلمانی است که رسول خداصلی الله علیه و آله را دیده باشـد و برخی از آنها او را با وصف شناختـــه شده بودن نزد محــدثان، وصف نموده اند».[۱۳]

او این تعریف را قابل مناقشه دانسته و به عدم جامعیت ومانعیت آن اشاره می کند: در این تعریف جای مناقشه می باشد؛ چراکه اگر فاعل رؤیت، بیننده کوری مانند ابن ام مکتوم یا مانند او باشد، بدون هیچ اختلافی صحابی است، در حالی که حقیقتاً نمی بیند. همچنین، هر کس، پیامبرصلی الله علیه و آله را در حال کفر ببیند و پس از رحلت آن حضرت، اسلام بیاورد- مانند فرستاده قیصر- صحابی محسوب نمی شود. همچنان که هر کس آن حضرت را پس از رحلتش و پیش از دفن ببیند – مانند ابی ذؤیب خویلد بن خالد ذهلی- مشمول تعریف صحابی نیست.[۱۴]

پس از بیان این مطلب،  تعریف هشتم را به جمعی از محققان نسبت داده و می گوید:

«و از همین جاست که برخی از محققان – مانند شهیدثانی در بدایه – با تعریف هشتمی آن را این گــونه تعریف نموده اند که: او هر کسی است که پیامبرصلی الله علیه و آله را در حال ایمان ملاقات کند و مسلمان و مؤمن از دنیا برود. اگرچه میان مؤمن بودن و مرگ او در حال اسلام، ارتدادی واقع شود، بنا بر اظهر».[۱۵]

از تعاریف بالا، تعریف ابن حجر عسقلانی، معروف ترین و رایج ترین تعریف از «صَحابی» است که صبحی صالح نظیر همان را بیان نموده است. بنابراین، می توان مهمترین شروط صحابی را این گونه دسته بندی نمود:

الف) ملاقات با رسول خداصلی الله علیه و آله: این شرط، در واقع از معنای لغوی «صَحابی» – چنان که به آن اشاره شد – مأخوذ است.[۱۶] باید این نکته را مد نظر قرار داد که شخصی که به او عنوان «صَحابی» اطلاق می شود، همین که دارای قدرت «تمییز» بوده کافی است و بلوغ در اطلاق لفظ«صَحابی» بر او لازم نمی باشد.[۱۷]

ب) مسلمان بودن در هنگام ملاقات: در همه تعاریفی که از صحابه ارائه شده است، اصل اسلام و ایمان، شرطی اصیل در تعریف است.[۱۸]

ج) مردن در حال ایمان: این شرط، در تعریف برخی از محدثان آمده است.[۱۹]

نکته ای که لازم است به آن اشاره شود، این است که برخی از دانشمندان اسلامی، در معنای بالا مناقشه کرده و اقتضای معنای «صُحبه» را هم نشینی و مصاحبت زیاد دانسته اند؛ غزالی در این باره می گوید:

«اسم «صَحابی» جز بر کسی که با او مصاحبت داشته است، اطلاق نمی شود از حیث وضع لغوی، مصاحبتی که ولو یک ساعت است کافی می باشد، ولی عرف این عنوان را به کسی اختصاص می دهد که مصاحبت زیاد داشته باشد».[۲۰]

آیت الله سبحانی نیز، پس از نقد و تحلیل تعاریف صحابی، می گوید:

«توسعه در مفهوم صحابی…مورد تأیید لغت و عرف نیست؛ زیرا اصحابِ یک شخص، گروهی هستند که با او مدتی طولانی اختلاط و معاشرت داشته اند، پس بر کسی او را از راه دوره دیده یا برای مدتی کوتاهی کلام او را شنیده یا با او سخن گفته یا زمان اندکی با او اقامت گزیده است، صادق نمی باشد».[۲۱]


جهت دانلود متن کامل  تحقیق بررسی دیدگاه علامه طباطبایی و آیت الله معرفت پیرامون اعتبار حدیث و آراو نظرات تفسیری صحابه و تابعان کلیک نمایید