تحقیق فلسفه اخلاق و ظهور برساخت گرایی  شامل  47 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  فلسفه اخلاق و ظهور برساخت گرایی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

 مقدمه

   فرا اخلاق[۱] شاخه ای ازفلسفه اخلاق۲ است که به لحاظ وجود شناسی۳ به این بحث می پردازد که آیا حقایق و اوصاف اخلاقی۴ در عالم پیرامون به نحوی از انحاء وجود دارند و یا اینکه در حوزه اخلاق ما از جانب خود چیزی را انشاء می کنیم که واقعیتی ورای خود  ندارد.

این اختلافی است  میان شناخت گرایان۵ و ناشناخت گرایان۶ در حوزه اخلاق که که از زمان جورج اوارد مور۷ فیلسوف اخلاق تحلیلی انگلیسی باعث ظهور انبوهی از  نوشته های فلسفی شده است که هر کدام علیه دیگری به استدلال پرداخته اند.

ناشناخت گرایان عالم پیرامون را تهی از ارزشها۸ می دانند و تصریح دارند هیچ واقعیت اخلاقی در عالم پیرامون وجود ندارد. نظرهای اخلاقی ما از جنس باور۹ نیستند بلکه به عالم انسانی و ذهن او تعلق دارند و چون نسبتی با عالم خارج ندارند از صدق وکذب آنها  نمی توان سخن گفت.

اما شناخت گرایان واقع گرا در اخلاق معتقدند  واقعیتهای اخلاقی به نحوی از انحاء در عالم پیرامون وجود دارند و احکام اخلاقی از جنس باورند در نتیجه می توانند صادق یاکاذب باشند.

به عبارت دیگر دعاوی اخلاقی را میتوان در قالب گزاره ها صورت بندی کرد و در نتیجه معرفت بخش هستند وچون شان معرفتی دارند پس صدق و کذب پذیرند. مفاهیم اخلاقی[۲] نسبتی با عالم خارج دارند و می توان داوری۲ اخلاقی و معرفتی درباره آنها کرد.

درخلال این بحث ها ظاهراً غلبه با اردوگاه واقع گرایان اخلاقی بود تا اینکه جی.ال.مکی۳ با ارائه نظریه خطا۴ کفه بحث ها را به سود ناشناخت گرایان سنگین کرد. بنابر نظریه خطا  گزاره های اخلاقی مرتبا و بطور یکسان کاذب اند و اتصاف کیفیات اخلاقی به اعمال و اشیاء و حوادث نادرست است. ارزش‌های اخلاقی مستقل از خواسته‌ها و نگرشهای۵ بشری وجود ندارد و خصوصیات اخلاقی ناظر به یک ویژگی و خصیصه موجود در افعال نیست.  مکی می گوید درهر صورت ذهن ما در حوزه ارزشها خطا می کند پس نمی توانیم معرفت اخلاقی داشته باشیم.

نظریه خطای مکی چالش جدی برای واقع گرایان۶ اخلاقی به وجود آورد. زمانی که طبیعت گرایان۷ سعی داشتند که با نشان دادن اینکه خصوصیات اخلاقی می تواند طبیعی باشد از نظریه خطای مکی فرار کنند عده دیگری با ارائه نظریه ای جدید به نام بر ساخت گرائی۸ اخلاقی سعی کردند نشان دهند که خصوصیات اخلاقی وابسته اند به آنچه که ما با آن توافق داریم. برای نخستین بار جان راولز۹ فیلسوف امریکایی اصطلاح برساخت گرایی را در نظریات اخلاقی بکار برد.معنی اصلی آن این است که نظام الزامات اخلاقی را با استفاده از روالی غیرجدلی۱۰ می توان ساخت بطوری که  تهی از الزامات عجیب مابعدالطبیعی۱۱ و درستی آن  دستکم معقول باشد.

وی در درس گفتارهای خود در دانشگاه اولین تفسیر برساخت گرایانه از فلسفه اخلاقِ ایمانوئل کانت۱۲ فیلسوف برجسته آلمانی به دست داد و سپس نظریه اخلاقی خود را  برساخت گرایی کانتی خواند.

فلسفه اخلاق  و  ظهور  برساخت گرایی

  فلسفه اخلاق دلیل آوردن برای پرسش های بنیادین علم اخلاق و یا به عبارت دیگر بحث فلسفی درباره ی علم اخلاق است . فلسفه اخلاق شامل حوزه های فرا اخلاق و اخلاق هنجاری[۳]  است.[۴]

۱- اخلاق هنجاری :

اخلاق هنجاری نظریه هایی است که معیار افعالِ ارادی درست و معیار افعالِ ارادی  نادرست را تعیین می کند.  یعنی در پی معیاری برای تعیین حسن و قبح افعال اختیاری انسان است تا وی را در تصمیم گیریها و احکام مربوط به افعال اختیاریش راهنمائی کند. «اخلاق هنجاری شامل توصیه های اساسی  درباره چگونه  عمل  کردن و یا چگونه زندگی کردن و یا چه نوع انسانی بودن است. به ویژه اخلاق هنجاری سعی در بیان و دفاع کردن از اصولی بنیادی  دارد که این مسائل را تعیین می کنند.»[۵]

نظریه های اخلاقی مانند اخلاق نتیجه گرا و اخلاق فضیلت و اخلاق وظیفه گرا…از جمله ی اخلاق هنجاری اند.

  ۱-۱ نتیجه گرائی[۶]

نتیجه گرایی ارزش اخلاقی فعل را در رسیدن به غایت و نتیجه اش می بیند و می گوید خوبی و بدی و باید و نباید بر حسب نتایجی تعیین می شود که بر فعل مترتب می شود لذا باید کاری  انجام داد که بیشترین نتایج خوب را به بار آورد. به عبارت دیگر در نتیجه گرایی درستی  یا نادرستی عملی بر مبنای میزان خوشی یا سودی ارزیابی می شود که از آن عمل به دست می آید و  عمل درست و الزامی عملی است که بیشترین میزان سود را به بار می آورد. « مرام و مسلکی که  فایده یا  اصل بیشترین خوشبختی را به  عنوان مبنای اخلاقیات می پذیرد بر این باوراست که اعمال درست اند به تناسبی که به افزایش خوشبختی گرایش دارند و نادرست اند به تناسبی که  به  افزایش ناخوشبختی گرایش دارند.»[۷]

نتیجه گرایان درباره اینکه به دنبال فراهم آوردن خیر چه کسی باشند به دو نحله تقسیم می شوند:  الف) خودمحوری[۸] اخلاقی که می گوید انسان باید به دنبال منفعت خود باشد و معیار درستی و نادرستی عمل ، میزان سود شخصی ای است که آن عمل به بار می آورد. ب ) سود گرایی که در آن  اصل سود معیار درستی و نادرستی و باید و نباید اعمال است و عملی درست و الزامی است که بیشترین میزان سود را  برای بیشترین افراد به بار آورد.سودگرایی به سودگرایی عمل محور و قاعده محور و عام تقسیم می شود.


جهت دانلود متن کامل تحقیق فلسفه اخلاق و ظهور برساخت گرایی کلیک نمایید